سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

80

تاريخ ايران ( فارسى )

را براى ما روشن ساخته و الواحى كه جديدا انتشار يافته است ده سلسله سلاطين بما نشان ميدهد مقدم بر آن سلاطينى كه تا اين زمان بر ما معلوم بوده‌اند . ازاين‌رو ناگزيريم كه معلومات سابق خود را در اين باب تعديل نمائيم . چه امروزه ميتوانيم ثابت كنيم كه تقريبا در دو هزار سال پيش سومريان داراى اخبار و روايات محكمى بوده‌اند ، كه از آنها لااقل اين مطلب ثابت مىشود كه بابل در ابتداى تاريخ تحت تصرف آنان بوده است . ما از مستر و ولى « 1 » كمال تشكر را داريم كه اطلاعات ما در اين موضوع بوسيلهء او پيوسته زياد مىشود « 2 » زبان سومر زبان سومريها كه اقدم نوشتجاتيكه در دست داريم به آن زبان است از آن نوع السنه است كه تصريفات و اشتقاقات در آن بطريق التصاق مواد به يكديگر واقع مىشود و بنابراين با زبان سامى مباينت تامه دارد . عقيدهء كينگ اينست كه « نژاد ايلام و نژاد سومر على الظاهر نه از حيث زبان باهم نسبت دارند و نه از جهت تركيب بدن » ليكن ميگويد « مادام كه عناصر اصوات زبان بدرستى معلوم و محقق نشده هراستدلالى از روى قياسات علم السنه بشود مسلما بىاعتبار است » . مذهب سومر بيان حال هرقوم هرقدر مختصر هم باشد بدون ذكرى از مذهب ناقص خواهد بود . صفت خاصهء معابد سومرى آنست كه « زيگورات » « 3 » ناميده شده و عبارت است از مكعبات عظيمى كه از خشت خشك شدهء در آفتاب ساخته‌اند و مكعبات مزبوره را روى هم انباشته و هرچه بالا ميرود كوچكتر مىشود تا ميرسد به عبادتگاه قدس كه از همه كوچكتر و در رأس بنا واقع است ، ترتيب معمارى اين معابد خيلى متعارفى بوده و جز همان شكل كه مذكور شد و از اينجهت محل توجه مردم شده و در اذهان به صورت داستان برج بابل باقىمانده چيز ديگريكه قابل ملاحظه باشد

--> ( 1 ) - Mr . Wooly ( 2 ) - رجوع شود به مقاله مقدماتى مؤلف « مترجم » ( 3 ) - Ziggurat